counter create hit

مطالب مرتبط:
قاتل ندا: دو روز بعد از طلاق ازدواج کردم!

قاتل ندا: دو روز بعد از طلاق ازدواج کردم!

  به گزارش جهان نیوز، این ها بخشی از اظهارات مرد 41 ساله ای است که نهم فروردین به اتهام قتل و آزار و اذیت دختر 6 ساله ای به نام «ندا» در مشهد دستگیر شد. آنچه می خوانید حاصل گفت وگوی 2 ساعته با «ع- الف» است که بعد از وقوع این جنایت ه ...

نیلوفر بی گناه را به زور به 3 شوهر دادند! در حالی که ....

نیلوفر بی گناه را به زور به 3 شوهر دادند! در حالی که .... | من بچه تهâتغاری خانه بودم. پس از مرگ پدرم، مادرم دچار افسردگی شدیدی شد؛ ولی من فکر میâکردم در این شرایط بیشتر باید به فکر آیندهâام باشم. برای همین هم با جدیت درس میâخواندم. ...

ابلاغ بخشنامه افزایش سقف وام ازدواج

ابلاغ بخشنامه افزایش سقف وام ازدواج

به گزارش جهان نیوز، در این بند از قانون بودجه سال جاری آمده است: «به منظور حمایت از ازدواج جوانان، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران موظف است کلیه بانک ها و موسسات اعتباری کشور را ملزم کند به اندازه سهم خود از مجموع کلیه منابع در اختیار پس انداز، جاری و سپرده قرض الحسنه ...

تلاش برای زندگی اسکریپال و دخترش در آمریکا با هویت جدید

نشریه ساندی تایمز از اسکان سرگئی اسکریپال، جاسوس دوجانبه روس و دخترش با هویت جدید در آمریکا خبر داد.

کار کثیف زن شوهردار با مرد غریبه در خانه | شوهر زن خائن آنها را با دوربین مداربسته دید!

کار کثیف زن شوهردار با مرد غریبه در خانه | زن جوانی که ادعا دارد همسرش به خاطر ارتباطات عاطفی او با یک جوان که از تبریک تلگرامی شروع شد، دست به جنایت زده است، صبح روز گذشته ابعاد جدید دیگری از این پرونده جنایی را در حضور قاضی ویژه قتل عمد فاش کرد. ...

کارشناس روابط بین الملل: واشنگتن علیرغم شانتاژ تبلیغاتی به دنبال راه فراری از منطقه است

کارشناس روابط بین الملل: واشنگتن علیرغم شانتاژ تبلیغاتی به دنبال راه فراری از منطقه است

به اعتقاد کارشناس مسائل بین الملل، آمریکایی ها علیرغم شانتاژ تبلیغاتی به دنبال راه فراری از منطقه هستند. این راه فرار نیز با خروج از سوریه محقق می شود. ...

روابط مان با ایران هیچگاه قطع نشد

رییس پارلمان اردن در گفت وگو با یک روزنامه مصری با بیان این که «من دو بار به تهران سفر کردم»، گفت: روابط مان با تهران هیچ گاه قطع نشد.

رابطه زناشویی در بارداری، همه چیز را بدانید

به خاطر داشته باشید زنان در طی بارداری بیشتر در معرض عفونت، به ویژه عفونت های آمیزشی هستند . بنابراین باید نکات بهداشتی را بیشتر رعایت کنند.

تاکید ظریف بر توسعه روابط اقتصادی با سنگال

وزیر امور خارجه کشوروزیر امور خارجه کشورمان گفت: صادرات محصولات و کالاهای غیرنفتی و خدمات فنی – مهندسی به سنگال را دنبال می کنیم.مان گفت: صادرات محصولات و کالاهای غیرنفتی و خدمات فنی – مهندسی به سنگال را دنبال می کنیم. ...

مخزن عشقت کجاست!؟

عشق درمانی یک مکتب کاربردی روانشناسی درباره ی روابط عاشقانه و زمینه های روانی و اجتماعی است که در سه محور اصلی دسته بندی شده است. ۱_دوران مجردی ۲-زندگی زناشویی ۳_تربیت فرزند انجمن های نوعروس شما را به دیدن لحظاتی از سمینار ...

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات :فناوری هسته ای تاثیر به سزایی در زندگی انسان ها دارد

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی گفت: فناوری هسته ای تکنولوژی نوینی است که می تواند تاثیر به سزایی در زندگی انسان ها داشته باشد.

شایعه ازدواج فوتبالیست معروف با ترلان پروانه!؟

عکسی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است.

زندگی مشترک موفق، چطوری یاد همسرم بدم؟

در زندگی مشترک هیچ یک از طرفین حق ندارند، موضوعات فی مابین را به خانواده خود منتقل کنند، مگر اینکه این موضوع مورد توافق دو طرف باشد و به دلیل خاصی این کار صورت بگیرد. ...

ازدواج با زنان کارمند، مزایا و معایب

مهم ترین ویژگی یک خانم کارمند می تواند این باشد که در تامین هزینه های زندگی به مرد کمک کند.

رابطه نامشروع دختر پشت کنکوری با مرد کافی نتی | 4 سال با متین رابطه داشتم تا اینکه ....

رابطه نامشروع دختر پشت کنکوری با مرد کافی نتی | آن زمان نمی توانستم به عاقبت دوستی های خیابانی و ارتباط پنهانی به دور از چشمان خانواده ام فکر کنم. او چنان از زیبایی و کمالات من تعریف و تمجید می کرد که خودم نیز حرف های او را باور می کردم و در یک عشق رویایی غرق می شدم ...

پایان زندگی مشترک خود را پیدا کنم کانال در حال رفتن به ماندن در کانادا را با سن مادر خود ازدواج

پایان زندگی مشترک پسرجوانی که به قصد اقامت در کانادا با زن همسن مادرش ازدواج کرد

در وسط از عمل, با, رنگارنگ, روسری مانتوی گلدار وارد شد ، سلام به صندلی نشست. بلافاصله پس از او جوانی قد بلند, شلوار لی, قنتد, ژاکت قهوه ای و آبی تن وارد دادگاه به جلسه. هر دو آرام و راحت به مرکز موقت بر خلاف اصلی کاربران عصبانیت یا نوسانات در این مناطق دیده می شود.بعد کاغذ پرونده گفت: "در وهله اول. با در نظر گرفتن تفاوت زن و شوهر است. این است که چرا شما می خواهید طلاق کنید؟»زن جواب داد: «هم ازدواج ما مصلحتی بوده و هم طلاقمان.»بلافاصله مرد جوان ادامه داد: «همه چیز خوب است و هیچ مشکلی با هم نداریم. جز یک مسأله…»زن به میان حرف‌های شوهرش پرید و گفت: «جز این‌که او حالا عاشق شده و می‌خواهد با دختری همسن و سال خودش ازدواج کند. این موضوع چندان غیر طبیعی نیست و من هم به او حق می‌دهم و آرزوی خوشبختی برایشان دارم.»مرد گفت: «البته فقط این نیست. حالا کار و بارم هم بهتر شده و فکر می‌کنم در وطن خودم می‌توانم آینده‌ام را بسازم.»پس از آن زن و مرد از گذشته‌شان صحبت کردند. ماجرای ازدواج «ابراهیم» و «مهرناز» به ۴ سال پیش باز می‌گشت. در آن روزها مهرناز از شهر تورنتوی کانادا به تهران آمده بود تا به دوستان و اقوامش سری بزند. یک شب هم میهمان خانواده ابراهیم بود که حرف زدن درباره زندگی در کانادا ابراهیم را به مهاجرت علاقه‌مند کرد. چراکه او سودای اقامت در یک کشور خارجی همانند کانادا را در سر داشت. همان شب مهرناز تأکید کرد که در صورت ازدواج با یک شهروند کانادایی می‌تواند در مدت کمتری اقامت بگیرد و…همان شب ابراهیم به مهرناز پیشنهاد داد که او را با اماکن تفریحی و گردشی جدید تهران آشنا کند و به همین بهانه پس از یک هفته رفت وآمد سرانجام به او درخواست ازدواج داد. اما مهرناز تأکید کرد که باید ابتدا موضوع را با مادر و خانواده‌اش در میان بگذارد.این درحالی بود که مادر ابراهیم با این وصلت بشدت مخالفت کرد و گفت: «من آرزوهای زیادی دارم و نمی‌توانم دوستم را در لباس عروسم ببینم.» پدرش هم گفت:«دلم می‌خواهد اسم یک دختر جوان در شناسنامه پسرم ثبت شود، نه زن مطلقه‌ای که جای مادرش باشد.»اما ابراهیم که پایش را در یک کفش کرده بود تا هر طور شده به کانادا برود، با کمک مهرناز، خانواده‌اش را متقاعد کرد که عقدشان فقط یک ازدواج مصلحتی خواهد بود که بعد از دریافت اجازه اقامت، با طلاق خاتمه خواهد یافت. بدین ترتیب آنها ناگزیرموافقت کردند و دو هفته بعد مراحل آزمایش و کارهای اداری صورت گرفت و مهرناز با مهریه ۱۳۴۳ سکه طلا و گرفتن حق طلاق بدون قید وشرط به عقد ابراهیم درآمد. او در روز عقد به پدر و مادرشوهرش اعلام کرد که رقم مهریه و اجازه طلاق را برای اطمینان از ممنوع الخروج نشدن از سوی ابراهیم ثبت می‌کند و چشمداشتی به مهریه‌اش ندارد. چند روز بعد هــــــــم تازه عروس ۵۰ ساله تهران را ترک کرد تا آن‌که سه سال بعد موفق شد مجوز اقامت ابراهیم را بگیرد. اما وقتی این خبررا به شوهرش داد و جواب او را شنید دهانش از تعجب بازماند. چرا که ابراهیم از آنسوی خط تلفن گفت:«من دیگه نمی‌خوام از ایران برم.من یه عشق واقعی پیداکردم ومی خواهم باهاش زندگی کنم. و…»قاضی که بدین‌ترتیب از داستان ازدواج این زوج با خبر شده بود، از آنها پرسید: «آیا در این مدت همدیگر را ندیدید؟ یا روابط زناشویی نداشتید؟»مهرناز جواب داد: «از روزی که با هم عقد کردیم فقط چند روز با هم بودیم. اما نه من و نه ابراهیم مثل زن و شوهر به هم نگاه نمی‌کردیم. برای من یک نوعدوستی بود و کمک به پسر دوست قدیمی‌ام. از تاریخ عقدمان نه ابراهیم به تورنتو آمد و نه من به تهران. تا این‌که خبردار شدم به دختری علاقه‌مند شده و کسب و کارش هم رونق گرفته است. حالا یک ماه است در تهران هستم و در هتل اقامت دارم. برای همین تصمیم گرفتیم طلاقمان را ثبت کنیم تا ابراهیم بتواند به خواستگاری دختر مورد علاقه‌اش برود. حالا هم مهریه و همه حقوقم را می‌بخشم.»قاضی از ابراهیم پرسید:«باید به دختری که دوستش داری، موضوع ازدواج مصلحتی‌ات را گفته باشی. درست است؟»و مرد جوان با تکان دادن سر، این موضوع را تأیید کرد.قاضی سپس رو به زن گفت: «راستی شما در این سال‌ها هرگز ازدواج نکردید؟»مهرناز جواب داد: «چرا. ولی همسر اولم معتاد بود و به سختی توانستم از او طلاق بگیرم. بعد از آن به کمک برادرم، فرزند شش ماهه‌ام را برداشتم و راهی غربت شدم. در همه این سال‌ها روی تربیت دخترم حساس بودم و حتی او را به مهدکودک هم نسپردم. باور کنید فرزندم را پشتم می‌بستم و در فــــــــــروشگاه کار می‌کردم. کم کم تحصیلاتم را ادامه دادم و حالا وضع مالی‌ام خیلی خوب است. هیچ نیازی هم به ازدواج نداشتم و ندارم و ترجیح می‌دهم فقط به آینده فرزندم فکر کنم.»قاضی پس از شنیدن این حرف‌ها، فرم مربوط به طلاق توافقی را برداشت و مطالب مربوط به حقوق طرفین همچون مهریه، اجرت‌المثل، نفقه، جهیزیه و… را نوشت و از هر دو طرف خواست زیر آن را امضا کنند.وقتی که مهرناز و ابراهیم می‌خواستند دادگاه را ترک کنند، قاضی رو به زن کرد و گفت:«راستی جواز اقامت این جوان چه شد؟ حالا باطل می‌شود؟» و مهرناز جواب داد:«مشکلی نیست. هر وقت بخواهد می‌تواند بیاید. امیدوارم با همسرش بیایند و مدتی هم میهمان ما باشند.» و ابراهیم هم لبخندی زد و گفت:«ممنونم. تا همین جا هم بی‌جهت شما را به زحمت انداختم.»